|
نـــــ ـفــــ ـس هــــ ـســــ ـتـــــ ـی سرگرمی****طنز***آشپزی***آموزشی
|
روزی شخصی در کوچه ای می گذشت ناگهان غلامی را دید از اینکه چشم بر زمین دوخته خوشحال شد و قصد خریدنش را کرد از او پرسید می توانم تو را به غلامی برگزینم گفت: آری گفت: نامت چیست گفت:هرچه تو بگویی گفت: از کجا آمده ای گفت: هر کجا که تو بخواهی گفت: چه کار می کنی؟ گفت:هر چه تو بگویی ناگهان صاحب به گریه افتاد و گفت: ما نیز باید برای صاحبمان خدا اینگونه باشیم و رو به غلام کرد و گفت: تو آزادی...
[ دوشنبه 02 دی 1392 ] [ 23:11 ] [ nafasehasti ]
|
بهمن 1392 دی 1392 آذر 1392 آبان 1392 شهریور 1392 مرداد 1392 |
| [ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] |
نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید
کد ۶ رقمی ارسالشده به ایمیل و رمز عبور جدید را وارد کنید.
در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید
دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید
ورود کاربران
خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید